گفتنــــی ها..

گفتنــــی ها..

به دنبال کسی جامانده از پرواز میگردم..
مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر..

الهی..

پنجشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۲۳ ق.ظ
گفتم بیام بنویسم تو وبلاگ.. ولی بازم مثل همیشه به این فکر فرو رفتم که چی بگم و از چی بنویسم.. واقعا بعضی چیزا هستن که نمیشه بگیشون.. کلی داستان دارن.. یا خیلی شخصیه.. یا مثلا برات ممکنه دردسر بشه.. به نظر من آدم تو وبلاگ نمیتونه خودش باشه.. نه بخاطر اینکه کسی آشنا بخونه و اتفاقی بیوفته.. نه بالعکس.. یه رهگذری که شاید به دلیل خاصی بیاد مطلبتو بخونه و نتیجه ای بگیره..!! اینم از اون فکرای عجیب و غریب منه..

بگم از اینکه چند وقتیه از غذای سالم خونگی خیلی خبری نیست و حالا دلیلش بماند.. یا غذای آماده از این نامینو ها که به هر کی میگی بدش میاد و میگه چجوری اینارو میتونی بخوری !! یا فست فود و یا غذای برنجی بیرون.. که اونا نسبتا بد نیستن ولی خب من طبق معمول باهاشون نوشابه یا دلستر از اینجور چیزا میخورم و پس با ضرر نسبتا زیادی همراه هستن.. یکی از عادت های بد من اینه که چند سالی میشه با اینکه برام ضرر داره و خیلی وقتا شده مشکل ایجاد کرده.. بازم نسبتا دوست دارم نوشابه و دلستر و.. بخورم !! :/ ناهارمونم که همیشه غذای ارزونیه که محل کار داره تهیه میکنه.. فقط برای اینکه گشنه نباشیم و به کار ادامه بدیم :| فک کنید مثلا از تو یه غذا ببخشید 2 تا مو در بیاری که یکیش خیلی بلند باشه و حالا همکارا هی شوخی کنن که اگر با تو نبودش هیچ میلی.. چرا مو در غذای تو انداخت لیلی.. :))

چند روز دیگه مثلا تعطیلات تابستونی محل کارمونه و من نمیتونم برم جایی.. یعنی بیشتر وقتا یا تو خونم.. یا یه کاری چیزی برا خودم دست و پا کردم وبیرون دارم میچرخم.. خیلی دوست داشتم یه مسافرت برم.. بخصوص مشهد.. و یا 1-2 روزش یه تفریح خوب که حال و هوات عوض بشه.. ولی خب نمیشه و اونم دلیلش همون بالاییه هست.. :( امیدوارم بتونم یه حداقل تفریح کوچیکی داشته باشم.. دوجا برم قدم بزنم.. آدمم که مقداری اضافه وزن داشته باشه.. البته برا من مقداری که نی.. بین 10 تا 20 کیلوئه.. تنبل میشه.. حوصلش نمیاد جایی زیاد بره.. راه بره.. بخصوص که هوا هم گرمه و عرق و...

بگم که از حال معنوی خودم خیلیییییی ناراضی ام و واقعا نمیدونم از دست خودم چه کنم.. فقط خداروشکر میکنم که هنوز خدا لطف میکنه و اجازه میده مجلس اهل بیتو بتونم شرکت کنم.. اونجا خیلی همه چی فرق داره.. خودم میشه گفت میدونم دردم چیه.. ولی نمیتونم براش درمونی پیدا کنم.. سر در گمم.. خیلی نا امیدم بعضی وقتا.. از خدا گاهی وقتا میخواهم کمکم کنه.. ولی با یه نا امیدی ته دلم بهش خواستمو میگم.. :( بعدشم مثل اونی میمونم که دعا میکرد تو بانک برنده بشه ولی حساب بانکی نداشت.. :( آخه این چه وضعیه من دارم..

یکی دو راه دیگه هم میشناسم واسه خوب شدنم.. که اونارو از ته دلم اصلا دوست ندارم.. و این روزا دارم با خودم کلنجار میرم که سمتشون نرم.. با اینکه واقعا احساس میکنم بد نیستن.. ولی هیچ حس واقعا مثبتی ندارم.. اونم منی که اگر چیزی با اعتقادام و اخلاقیاتم نخونه.. کلی دلواپس میشم.. دلنگرون و.. نمیدونم.. فقط اینو میدونم که حال الانمو و این چند ماه اخیرمو به هیچ وجه دوست ندارم...

برای کارمون خیلی نگرانم.. با این وضعیت ارز.. تقریبا کار امثال ما داره تموم میشه.. دیگه چند وقت دیگه نمیتونیم هیچی بخریم.. یا حتی تو همین زندگی هم.. از بس که همه چی داره همینجوری گرون و گرونتر میشه.. هیچی هم جلودارش نی...

چقد حرفای نا امیدانه و.. زدم.. چند وقت پیشا تلویزیون یه برنامه ای داشت که من توش در حد چند ثانیه صحبت کرده بودم یه کانالی.. خیلی ذوق نداشتم آخه کسی نبود که بهش نشون بدم که اون مثلا ذوق کنه و براش جذاب باشه یا مثلا افتخار کنه.. حالا چیز خاصی هم اصلا نبود.. ولی خب.. بود دیگه... :)) هر وقت به این چیزا فک میکنم یاد اون همکارم میوفتم که کلی با همسرش عشقو اینا داشتن و همو میخواستن و... اونوقت الان که 2-3 سالی از ازدواجشون میگذره.. همکارم میگه با اتفاق هایی مثل بالا.. همسرش اصلا هیچ ذوقی نمیکنه.. یا مثلا اگر کار فنی ای چیزی تو خونه انجام بده.. اصلا برای اون مهم نیست.. منم پیش خودم میگم چقد بد.. :( فک کن قرار با یه نفر تا آخر عمرت زندگی کنی که اون برای یه سری از کارهات و اخلاقات.. هیچ ارزشی قائل نباشه.. چقد تو ذوق آدم میخوره.. :(

من هرچقدم که نا امید باشم و حالی نداشته باشم.. بازم دم دمای خواب باید تویی که ندارمت رو تصور کنم وباهات حرف بزنم یا دعوا کنم.. یا آشتی کنم و اشکاتو پاک کنم که خوابم ببره.. راستی.. چقد "الهی دورت بگردم، گریه نکن.." قشنگه...



۹۷/۰۵/۲۵
محمد

نظرات  (۹)

شما هرچی میخواین بنویسین چیکار دارین بقیه چه برداشت و نتیجه ای دارن... این دیگه مشکل اوناس :))

چقد غذاهای مضر میخورین، حالا ضرب المثلش خوب نیست ولی بذارین بگم، با عرض پوزش میگن کاه از خودتون نیست (که البته پولش از شماس) کاهدون که از شماس! به خودتون رحم کنین، حداقل بخاطر اونی که قراره باهاتون زندگی کنه :)

تعطیلات؟ به به تعطیلات :)) من که کلا تعطیلات ندارم، داشته باشم هم تفریح واسه دختر خیلی محدودتره! خوش بحالتون...

منم منتظرم همیشه از مسابقه ای برنده شم بدون اینکه شرکت کنم :))

ارز و گرونی و اینا هم داره همه مونو به سمت ناامیدی سوق میده، تا جایی که تقریبا داریم باور میکنیم کارمون تمومه! خدا بهمون رحم کنه....

چقد بده که یه سری کارهایی که طرف واسمون میکنه و براشون ذوق داره، برامون عادی بشه :(

فقط پاراگراف آخر و عکس رو از این پست تو یادم نگه میدارم... :) خدایا بکی هم باشه به ما بگه "الهی دورا بگردم گریه نکن" :)))

پاسخ:
بعله.. نه خب میدونید.. بعضی حرفارو نمیشه گفت دیگه.. :) خوب نیستن اصن..

آخر ضرب المثل بود.. :)) برم تو کاهدون محو بشم ولی قبلش بقیه جوابو بنویسسم.. :))

:( آخه بعضی وقتا واقعا چاره ای نداارم.. چیکار کنم.. یا باید خودم یه چیزی درست کنم که خیلی وقتا حسشو ندارم.. یا باید آماده یه چیزی بگیرم.. نمیدونم.. ولی واقعا باید این روشو تغییر بدم.. بعدشم.. اونی که میخواهد باهام زندگی کنه چراااا نییییست... میخواست باشه و مراقبت کنه ازم :)))

البته مییدونید.. من دوست داشتم تعطیل نبودیم.. چون نمیتونم ازش استفاده کنم.. اونوقت بیشتر اذیت میشم.. بعد ما کارمون یه جوریه تقریبا از 7 صبح تا 9 شب درگیریم بخصوص این چند ماه اخیر.. اگه این تعطیلی نباشه دیگه هیییچیی.. :) آره واقعا.. بخصوص واسه دخترهایی مثل شماا.. ان شاء الله با اون آقای کره ای و ایناا به بهترین تفریییحات بپردازید :)))

اوهوم خداا رحم کنه...

آره واقعا خیلی بده... :(

ممنونم.. :) البته اون بنده ی خداا بعد از وارد شدن به زندگیتون و.. فک کنم بهتون بگه با شوا دلانم.. :))) خلاصه منم یه کوچولو بلدم... :) البته گریه نکنو نمیدونم.. :))

+ خیلی ممنونم وقت میگذارین.. نوشته های طولانی منو میخونین.. :)
اینکه اون نیست دلیل نمیشه که شما هر بلائی سر خودتون بیارین و بعدش بندازین گردن نبودنش! :))

اون آقای کره ای در صورتی میتونه باهام خوش بگذرونه که پولدار باشه وگرنه از بی پولی اومده باشه ایران که باید مستقیم بره کمیته امداد😂😂

من (و خونواده م) بخاطر شرایطی که داشتیم اگرچه ترکی بلدیم ولی باهم ترکی حرف نمیزنیم، عروس و دامادمونم مجبوری با ما فارسی حرف میزنن، پس در نهایت نیاز نیست طرف بعد از ورود به زندگیه من ترکی بگه این جمله رو😂 همون فارسی لذتش صد برابره😍
ترجمه: آغلاما (گریه نکن) 😁
پاسخ:
خبببب... نبودنش مثل بودنش نمیشه باشه اصن.. :(  ولی سعییی میکنم... :)

بعله من فک میکنم وضعش خوب باشه و به عنوان توریست احتمالا میاد شهرتون و شما رو به عنوان یه متخصص فیلم های کره ای میبرن برای ایشون از شهرتون میگید و بعد ایشون عاشق شما میشن.. کارت عروسی برای منم بفرستین.. البته نشد بفرستین همین وبلاگ آدرسو اینارو بفرستین.. البته کره اگر باشه که نمیتونم بیام.. :))

عه اوهوم... آخه من بعضی همکارام که ترک هستن.. خدا نکنه دوتاشون همو ببین.. دیگه جلوی ماها کلا ترکی صبحت میکنن.. یه چیزی شبیه در گوشی صحبت کردن میشه.. :) عه خب بهشون میگم همون فارسی بهتون بگن.. :))) یا اصن شاااید بهتون بگن.. 하나님을 위해서 울지 마십시오  :)))  البته خب نتونستم دقیقشو پیدا کنم... :(
پاراگراف آخر منو کشته :| 
آدم انقد احساساتی ندیده بودم ^_^ 
پاسخ:
خواهش میکنم.. :)

چرا دقیقا منم فک میکنم که قراره متخصص فیلم شم در حالی که حتی علاقه ای هم بهش ندارم؟؟😂😂 دعوت کنیم بلیط رفت و برگشتش رو میفرستیم و خونه ی مادرشوهر جان اقامت میکنین😂😂

درک میکنم چقد اذیت میشین... کرمانشاه که میریم این دوستامون صبح تا شب کُردی حرف میزنن و مام از حرصمون حتی حرفامون الکی هم باشه ترکی میگیم که فک نکنن ما زبان دوم نداریم😂😂
اینی که به کره ای نوشتین رو فقط تونستم تلفظش کنم... از معنیه هیچکدوم از کلماتش سر درنیاوردم😁 (دارم زبونشونو یاد میگیرم تازه الفباشونو یاد گرفتم) فقط امیدوارم فحش نباشه😂😂
پاسخ:
آدم اون چیزی میشه که در زندگی زیاد هست (سخن بزرگان) :))) آره خلاصه شما انقد فیلم کره ای میبینید که احتمالا متخصص میشید دیگه.. بعله خیلی ممنونم ازتون.. ببینم چی میشه.. :))

آره خلاصه سخته.. :) حالا ما همکار کرد هم داریم.. ولی زیاد نمیزنه کانال 2.. :) جالبیش اینجاس ترکی هم بلده.. :))

عه.. من اینو تو گوگل ترنسلیت به دست آوردم :)) خودمو کشتم ولی آخر سر شد "برای خدا گریه نکن".. مث اینکه کره ای ها جمله ای معادل اون جمله نداارن..حیف شد خلاصه.. :)) ولی اینطور که فهمیدم به شدت علاقه پیدا کردین به کره ای هااا.. :) مبارک باشه.. :)
این مبارک باشه رو میدونم... میشه "چوکاعه" 😂😂
قشنگیش تو اینه که مثل انگلیسی خز نیست که همه بلد باشن... متفاوته... کسی هم علاقه ای بهش نشون نمیده... کلا من دوست دارم دنبال چیزی (یا احیانا کسی) که میرم کسی هم پشت سر من نیاد! خودم باشم و اون چیز (یا احیانا شخص) 😁 شما اسمشو بذارین خودخواهی یا حسادت! هرچی هست اینجوری "چوآعه" (=دوست دارم) 
پاسخ:
عجببب.. :))

اسم منم میشه 모하메드 :)) ولی خب انگلیسی کار راه میندازه دیگه.. :) من روسی هم دوست داشتم یه زمانی.. :) خشنه زبانش.. :) اوهوم خب حس جالبیه بری دنبای یه چیز خاص یا یه کسی فقط برای تو باااشه.. :) ولی خببب قطعااا افراد دیگه هم هستن مث شماا که دوست داشته باشن زبان کره ای رو یاد بگیرن تو ایران.. [آیکون خراب نمودن حس دور از جون خود خواهی در فرد مورد نظر] :))
حالا گوشی من زبان کره ای نداره که درستشو بنویسم، ولی اونجوری که نوشتین محمِد اونم بدون تشدید روی میم خونده میشه😁 
اره خیلیا تو ایران زبان کره ای رو یاد میگیرن اما حداقل یه نفر هم بین اون هزارنفری که می شناسم و میبینمشون نیست که همچین علاقه ای داشته باشه و این خوشحالم میکنه😁
پاسخ:
اوهوم.. فک کنم بتونید کیبردشو از تو تنظیمات فعال کنیداا.. :) آره رو تلفضش کلیک کردم.. یه چیز عجیب غرییبیی میخوند.. :))
نخیرم من مطمئنم افرادی هستن زیاااد که حتی علاقشون از شمااا بیشتر و اصن کلااا عاشق کره هستن.. بعله.. :))
سلام :) 
اونا مداد نیستن ، قلم خوش‌نویسین :)
ممنون :) 

پاسخ:
سلام.. :)
اوهوم.. دست شما درد نکنه.. :)
خواهش مییکنم..

+ اومدم وبلاگتون.. نوشته ها دیگه نبودن... :(
۲۹ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۱۰ خانم دکتر تمام وقت
یعنی این نوشته یکی مثل منو کم داره که قشنگگگگگگ بزنم تو حالتون.منم مثل اون خانمی که گفتین اصلا واسه این چیزا ذوق نمیکنم.مثلا مریضم یهو نمیره ذوق میکنم.یکم بهم بگهدورت بگردم گریه نکن بش میگه برو بابا مگه مرض داری روانی گریمو درمیاری بعد میگی گریه نکن
خواستم بگم که کلا نسل ما ضد حال زنا تموم نشده هنوز
شوخی کردم به دل نگیرید
پاسخ:
بعله خواهش میکنم.. راحت بااشین.. :))
اتفاااقاا اون دوستم خواهرش دکتر هست.. اینطور که میگفت خواهرشم از این چیزا ذوق نمیکنه... واقعاا که.. :| یه مقدار رو چیزهایی که باعث ذوقتون میشن خب کار کنید.. :)) خدا نکنه بیمرن باااباا بیخود نی میگن دکترا براشون عادی میشه هااا.. :)) نخیر اون واسه موقع هایی بود که واسه یه چیزی خودش گریه میکنه.. من اصن گریشو در نمیارم.. ;)

خدا نگهتون دااره.. :)
منم شوخی کردم.. :)
از بی ثباتیمه -_- هی می نویسمو هی پاک می کنم  :| 
شما چرا جدید نمی نویسی ؟! 
پاسخ:
امیدوارم اوضاع رو به راه بشه.. دوباره بنویسین.. :) گاهی وقتا منم اینطور میشم.. کلی در مورد فیلما نوشته بودین که.. گفتم به خودم شاید ادامه دار باشه.. :)
من.. هیچی باید ذهنمو یه خورده منظم کنم.. دیشب ساعت 2 گفتم پاشم بنویسم چند خطی.. کلی هم احساسی بود.. ولی گفتم بزا باشه فردا.. الان دیگه درست یادم نمیاد اون حرفام چی بود.. :) شاید فک کردم بهشون و نوشتمشون..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">