گفتنــــی ها..

گفتنــــی ها..

به دنبال کسی جامانده از پرواز میگردم..
مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر..

اصلا میفهمی..

دوشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۳۷ ب.ظ

شاید جزئیاتش دقیق یادم نباشه ولی دیشب دم دمای خواب نمیدونم چی شد یه سری جمله اومد تو ذهنم.. جملاتی که حس قشنگی داشتن.. کاشکی همون ساعت 1-2 پا میشدم می نوشتمشون.. که جزئیاتش بمونه.. ولی خب نشد.. با خودم گفتم بیام بنویسم.. حیفه..


بحث تنهایی بود و داشت سرم داد و بیداد میکرد.. گفت محمد..


اصلا تو میفهمی یکی بهت تکیه کنه یعنی چی..؟ دار و ندارش باشی.. نفس کسی بودن..

وقتی دلش گرفته.. با اینکه خودت خسته ای و حالشو نداری.. بهش بگی بدو حاضرشو بریم بیرون قدم بزنیم خرید کنیم..

حوصله ی هیچ کسو که نداره، بشینی موهاشو آروم شونه کنی و ببینی روی لبش لبخنده..

اگر احساس کردی ترسیده و نمیتونه بگه.. محکم دستاشو بگیری و بهش بگی من پیشتم عزیزم..

خودتو همچین بگی نگی دوست نداشته باشی ولی از اون ته تهای دلت براش بمیری..

وقتایی که خوابش نمیبره.. باهاش حرف بزنی و حواست بهش باشه تا بخوابه..

یا وقتی خواب بد دید و نصفه شبی با ترس از خواب پریده بود.. تو زودی بفهمی و براش یه لیوان آب بیاری و بقلش کنی..

یا نه..

ببینه تو خودتی و دلت گرفته.. بیاد با شیطونی حالتو عوض کنه..

تو این دوره ای که هیچکی حواسش به تو نیست.. مدام دلش پیشت باشه...

از همه جا که خسته بودی.. سرتو بذاری رو پاش و همه چی یادت بره..

به چشماش که نگاه میکنی.. خدارو با تمام وجودت شکر کنی..

و...


گفتم محمد.. نه.. فقط میتونم کمی تصورشون کنم و حس کنم که چقد قشنگن..



تو داری به چی فکر میکنی...


۹۷/۰۵/۲۹
محمد

نظرات  (۷)

سلتم عکس همه چیز خلاصه کرده.جالبه
پاسخ:
سلام..
عکس قشنگیه.. :)
۲۹ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۴ خانم دکتر تمام وقت
من حتی نمیتونم تصورش کنم
دلم میخواد این چیزا واقعی باشه ولی میدونم فقط تو کتبا و فیلماس نه زندگی واقعی
پاسخ:
یعنی انقد دور از ذهنه ؟ :(
به نظر من که هست و میتونه باشه..
به شرطی که زندگی ها به دور از دودوتا چهارتا و از سر محبت واقعی باشه..
به نظر منم همچین چیزی خیلی  فراتر  از دنیای واقعیه :|  
ولی امیدوارم برای شما اتفاق بیافته :) 
پاسخ:
اوهوم...
ممنونم.. برای شما همچنین.. اونطوری که دوست دارین.. :)
اوهوم . درست میگی . ای کاش خیانت اصلا وجود نداشت -_-
پاسخ:
ببخشید.. اگر بخاطر نظر من نوشتتون رو پاک می کنید.. :( بگید لطفا.. من مزاحم نمیشم..

بله.. ای کاش که وجود نداشت.. ولی خب.. دنیاست و بدی های زیادش.. باید یه فرد خوب و قابل اطمینان پیدا کرد برای زندگی.. :)
دم دمای خواب دقیقا همون زمان خلسه س! آی اون موقع ها شعرهای خفنی به ذهنم رسیده اما تنبلی مانع شده که یادداشتشون کنم و بدین ترتیب هیچوقت نتونست یه شاعر بشم😁

جمله های خوبی تو سرتون داد و بیداد میکرد... ولی از فکر تا عمل خیلی راهه... وقتی آدم حوصله نداره یعنی واقعا حوصله نداره... نمیتونه با کسی که دوسش داره بره بگرده... چرا؟ چون حتما همون آدم ناخودآگاه کاری کرده که حالمون اونجوری شده! دلمون از همون آدم پُره بعد بریم باهاش بگردیم بدون اینکه گله گی کنیم؟ بدون اینکه شکایت کنیم؟! نمیشه که! 
واسه تک تک جمله هاتون کلی تفسیر الزهرا 😁 داشتم اما راستش یادم رفت😂 
و اما این عکس... زمان فیسبوک لعنت الله 😁 این عکس زمانی کاور صفحه م بود😂 خیلی دوسش میداشتم... با این عکس کلی از خاطره هامو زنده کردین... لطف کردین :)
پاسخ:
هعی بابا.. حیف شد که.. :( یه کتاب غزل عاااالی رو از دست داادیم.. :(   :))) هیچ وقت دیر نیستاا البته.. :)

عاقا خب شااید حوصلش بخاطر من سر نرفته بوده.. نخیرم من هییچ کاری ناخودآگاه و خودآگاهی تو فکرام انجام نداده بودم که اون بی حوصله بشه.. مثلا 1-2 هفته بوده نتونسته بودیم بریم بیرون بگردیم.. دیگه بی حوصله اینا شده بود خب.. بعد رفتیم دیگه... لدفا جمله های من رو خراب نکنید.. :)) 

تفسیر الزهرا.. :)) نخیر نمیشه.. اینطوری که پیش میره شما نه کتاب تفسیرتون رو میتونین بنویسین.. نه کتاب شعرتون رو.. خواهشا کمی تمرکز کنید.. :))

بعله.. خواهش میکنم.. :) یه زمانی چقد فیس رو بورس بودااا... الان دیگه کلا کسی سمتش نمیره.. :)
اقا شما دخترا رو نمیشناسین اینجوری میگین! ما دخترا خودمونم نمی دونیم فازمون چیه یهو قاطی میکنیم عصبانی میشیم، گریه میکنیم، بی حوصله میشیم... بعد یکی هم بیاد بگه چی شده عوض اینکه حالمون خوب شه بدتر هم میشه😂 در یک کلام خلاصه کنم نوازش و بغل و اینا رو بیخیال شین، هر وقت دیدین احوالاتش مثل همیشه نیست فقط برین ازش عذرخواهی کنین! 😂 قطعا نمی دونین برا چی، اما ممکنه این ناراحتیش بخاطر این بوده باشه که مثلا همیشه میگفتین سلام عزیزم اون روز گفتین سلام گلم😂 اینا مهمه هاااا😂😂
پاسخ:
خدایا توبَه.. (با لحن تغرل بخونید هاا) :)))

الان اونوقت همه ی اینا که نوشتین جدی بووود..؟؟ میگن خانمها رو نمیشه شناااخت.. :)) والا من قدیما تو این وبلاگ خانواده دیدم بودم بعضیا مینویسن نمیدونم شوهرم محبت نمیکنه.. نوازشمون نمیکنه.. از زندگی خسته شدیم.. :( شاید اینم یه چیزی تو همون مایه های حرفای شما بووده.. من زیادی جدی گرفتم... :))

از بعد این نظرها من کلیه ی افکارم بهم ریختن دیگه.. :( دیگه شبا به چه چیزایی فکر کنم بخوابم.. مثلا فک کنم به اینکه برم یه معذرت خواهی کنم حالا شاید چیزی شده باشه.. من ندونم :))  خلاصه که ای دنیا من قرار بود بعدا همچین آدمی مطابق متن بشم.. این نظر دهندگان محترم وبلاگ نگذاشتن.. تو شاهد باش... چندین نفر که فرمودن اصلا امکان پذیر نیست و همچنین گفتند که نمیخواهد بیخودی از این کارها بکنم.. سرمو بندازم پایین مثل بقیه زندگی کنم..

بدرود.. :)
ای وای من! 
آقا شوخی کردم😁
پس فردا خانمتون میاد یقه ی منو میگیره😂 شما با همین فرمون برین جلو.. خیلی هم دخترا دوست دارن😂😂

راستی تولدتون مبارک😊 آرزو میکنم که زندگیتون اونجوری باشه که شب ها بهش فکر میکنین😊
پاسخ:
میییدونم که شوخی نبوود.. :))

به هر حال من دیگه تصمیمو گرفتم.. دیشبم موقع خواب کلا دعوا شده بود.. منم آشتی نکردم.. :))

خیلیییی ممنونم از لطفتون.. :) ببخشید که موقع تولد شما من نبودم... :( ان شاء الله سالیان سال به خوبی و خوشی در کنار خانواده و سپس در کنار همسر (ترجیها کره ای) تون زندگی کنید.. :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">