گفتنــــی ها..

گفتنــــی ها..

به دنبال کسی جامانده از پرواز میگردم..
مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر..

زنگ زده..

جمعه, ۲۷ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۴۹ ب.ظ

بخاطر گرفتن جزوه های زبان اصلی ای که چند سال پیش بخاطر یکی از درسای ارشد پرینت گرفته بودم، باهاش قرار گذاشتم.. اونم چه قراری، گیر داد اگه بلیت سینما نگیری و شام نریم جایی، من نمیام! البته واقعا حق داشت چون راهش خیلی از ما دور بود.. بلیت مغزهای کوچک زنگ زده رو گرفتم که به گفته ی اون خوبه. دیروز که دقیقا مثل این چند وقت اخیر، بجای 8 صبح رفتن سر کار، ساعت 1.5 رفتم که مثلا دلم خوش باشه منم رفتم و کلی اینور و اونور که کمی مفید باشم. بگذریم.. گذشت و اومدم سمت خونه.. گرسنم بود چون فقط یه صبحونه خورده بودم و ساعت تقریبا 5 بود.. رفتم یه فست فودی و یه چیزی گرفتم بردم خونه و خوردم.. ولی بعدش خودمو سرزنش کردم که باید رعایت کنی رژیمو ! خلاصه اومد دم خونه و با هم رفتیم سمت سینما. تو راه کلا بحث های پیچیده ی 30 یا سی بود که من از قصد بعضی جاها حرصشو در می آوردم و اونم جوری داد میزد که فک کنم ماشینای دیگه داشتن مارو نگاه میکردن..

آخرش برای اینکه دیگه کوفتم نشه یه شبی که اومدم بیرون از خونه، گفتم بابا منم باهات موافقم و بحث فروکش کرد ! رسیدیم سینما و جای نسبتا بدی هم رزرو کرده بودم چون جای دیگه ای نبود ! ردیف اول از بالا دم درب ورودی :)) یعنی 10 دقیقه ی اول فیلمو از صدای مردمی که دیر میومدن تو نفهمیدم ! فیلمشم از این فیلم های نشون دادن بدبختی و بیچارگی مردم بود و بعضی جاهاش بد نبود. خلاصه تموم شد و به قصد خوردن شام راه افتادیم سمت جایی که من ازش خوشم نمیاد بنا به دلایلی ! مسیرم که با استفاده از نعمت جی پی اس پیدا کردیم... خلاصه رفتیم اونجا و فکر میکنم مینیمم 45 دقیقه ای تو صف بودیم و جالبه بعد از ما گفتن دیگه سفارش نمیگیریم ! بدم میاد از اینایی که الکی معروف شدن ! منتظر که بودیم.. یه دختر خانمی یهو غش کرد که صحنه ی بدی بود.. امیدوارم اتفاق بدی براش نیوفتاده باشه.. از وسطای فیلمم احساس کردم قلبم درد گرفته و سمت چپ بدنم مثل بعضی وقتا ! که گفتم شاید بخاطر معده باشه و خونه که اومدم با پروپانالول کمی بهتر شد و گفتم دیگه وللش... خلاصه بعد از شام اومدم سمت خونه و وقتی داشتم تو خونه ادامه ی لوگان رو نگاه میکردم، زنگ زد گفت که جزوه هارو نبردی !! هیچی دوباره رفتم پایین و اینا و جزوه هارو ازش گرفتم.. جزوه هایی که یه ماهه قراره بخونم ! به قول اون، تو اگر قرار بود بخونی، با همون پی دی اف ها میخوندی، راست میگه.. دیروز و امروزم هیچی و احتمالا تو این هفته، سر کلاس بازم خودمو سرزنش میکنم که محمد این هفته دیگه تورو خدا بخون..

همیشه آدم از بعضی کارهاش پشیمون میشه و درس عبرت هم نمیگیره.. دنبال چی هستی محمد ؟

تا یادم نرفته، یه عکس از شعر های فاضل دیدم که شعر قشنگی بود و دوستش داشتم.. گفتم سیوش کنم و بعدا بگذارم اینجا تا ببینمش مدتی..



چقدر چقدر چقدر فرق کردم.. :(

۹۷/۰۷/۲۷
محمد

نظرات  (۵)

۲۸ مهر ۹۷ ، ۱۳:۳۱ پرتو کیانی

ان شاءالله که وقتتون برکت بگیره وپشتکارتون زیاد شه که بتونید درس هاتون رو بخونید...
پس روز بدی بوده که...!:(

شعر قشنگی بود:)

موفق باشید...یاعلی...
پاسخ:
ممنونم از دعای خیرتون... :)
خداروشکر.. خوبی در کنار بدی هست همیشه.. :)

:)

همچنین.. یا علی
حالا که من دنبال یه نفرم که به زورم شده منو ناهاری شامی دعوت کنه یا دعوتش کنم باید این پست رو میذاشتین که من دق کنم عایا؟! :)
سینما؟! وات ایز ایت؟؟ اصلا یادم نمیاد آخرین بار چند سالم بود که رفتم... فک کنم ابتدایی بودم :)))
منم هنوز نتونستم با خودم کنار بیام و درس خوندن رو شروع کنم... نمیدونم چرا حسش نمیاد اصلا :/
خیلی خیلی خیلی فرق کردین :) 
پاسخ:
عاقا من که با جنس مخالف نرفتم بیرون.. :)) اونم به زور راضی شدم چون وضع مالی بخاطر اینکه حقوقامونو درست نریختن خراااابه... :) خدا نکنه دق کنید :| یعنی یه دوست جنس موافقی چیزی نمیاد با هم برین بیرون شامی چیزی.. البته من خودمم راقب نیستم چون غذاهای بیرون ضرر و اینا داره.. قدیما آدم فست فود میخورد لذت میبرد.. الان انقد تو گوشمون خوندن.. همش وسط گاز زدن ساندویچ دارم به خودم میگم این آخرِ ضرره !

چیزی نیست خب سه سوت اراده کنید یه بیلیت و تمام.. :) من تنهایی هم شده رفتم.. :))

من درسام خیلی سخته.. بعد تجربه نشون داده تو این حالت میگم به خودم که خواهم خواند...! ولی دیر میرم سمتش.. :(

:)
سلام.

من میشم سومین خواننده ی همیشگی وبتون؟(کلا دنبال نشانم:/)
سینماااا......خیلی وقته میخوام برم ولی نمیشه،،،و حالا حالا هم نمیشه|:
درستونو شرو کنین که ما هم انرژی بگیریم دیگه(: 
منم یه مدته اینجوری شدم؛ کوفتم میشه هر چیز خوشمزه ای که میخورم تهش میگم زهرمار بخوری:/ نخور دیگه اه!(غالبا همه خوشمزه ها مضرن؛کلم بروکلی که خوشمزه نمیشه:/)
وشعر...!چه قدر خوب بود؛ منم شات گرفتم ازش؛
چقدر تغییر کردین؟ چرا ناراحتین از تغییرتون(:؟
پاسخ:
سلام..

نمیدونم..! ولی میدونم که ناشناس دوم هستین که احتمالا دارین وبو خاموش دنبال میکنین.. :)
خیلی سخت نیستا... چرا حالا حالا نمیشه..؟

هر وقت شروع کردم اطلاع میدم.. :))
آره واقعا.. :( به بعضیا حسودیم میشه هرچی دلشون میخواهد میرن اینور اونور فست فود و.. میخورن.. البته هزینه هاشم یه بحثه ! کلم بروکلی من یه زمانی کلی دوست داشتم.. قدیم تراا.. :)

اوهوم.. :)
زیاد..! تغییراتِ بده دیگه که آدم وقتی تو خودش میبینه و خودشو با خودش همین موقع ها مثلا پارسال، مقایسه میکنه.. میبینه که اوضاع بدیه و از خودش ناراضی تر میشه...
من وقتی میرم بیرون خودمو محکوم میکنم ب اینکه باید خوش بگذره
بعد شده از زمین و اسمون بلا نازل شده ولی خوش گذروندم:)
فست فودی هم کم میرم ولی وقتی میرم شده تا لقمه اخر رو میخورم و خودمو میترکونم چون ادم مگه چند سال قراره عمر کنه ک بگه ضرره و ...
وقتی هم من حال درس خوندن رو نداشتم مکانم رو عوض میکردم میرفتم زیر اسمون
یا اهنگ مورد علاقمه میذاشتم همزمان با درس خوندن یا پای فیلم مورد علاقم
اینجوری یهو انگیزه پیدا میکردم میخوندم
البته به یکی از دوستام پیشنهاد دادم کلی بهم فحش داد گفت اینکار رو کردم کلا دیگه سراغ جزوه هام نرفتم
شعر هم بسی زیبا بودم :))
پاسخ:
سلام.. خوب هستین..؟
نمینویسینااا... :)

آره این خوبه که بگیم هر کجا هستم باشم.. خوش گذرونی برای من است..! :) میدونین آخه بحث عمر نی.. مثلا چند سال عمرشو آدم با فشار خون و مرض قند و چربی خون و زانو درد و خلاصه اینجور چیزا.. زودتر از حد معمول سر کنه.. بده.. البته دووور از جون.. ولی خب اگر ورزش باشه.. دیرتر همه ی اینا پیش میاد..

خب من الان زیر آسمون برم که یخ میزنم.. :) ولی خب من سعی میکنم دلایل درس نخوندنمو از بین ببرم.. چون درسامون حسابی سخته.. من گاهی وقتا ازشون فرار میکنم.. ولی میام میگم بیا بشینیم پایه ای بخونیم.. یا هرجا مشکل خوردی.. از کسی  بپرس.. اینطوری خودمو گول میزنم که تو میتونی و بخون و...

آهنگ و فیلم اینا هم که حسااابی دیگه میریم تو عالمشون.. :) احتمالا اون دوستتون اینطوری شده ولی خب نباید فحش میداد :|  ولی جالب بود.. :)

ممنون :)
سلام‌
خوبم خداروشکر 
شما خوبید؟
نوشتم:)
پاسخ:
خداروشکر.. ممنون منم خوبم..
تشکر.. :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">